این مطلب که چرا هرسال نسبت به سال قبل به نوعی در برگزاری مجالس
عزاداری سوگواری و گفتگوی معرفتی راجع به قیام اباعبدالله(ع) اهتمام داریم؛
در چند وجه مطرح می شود. قیام امام حسین(ع) در زمره قوی ترین و تاثیرگزار
ترین واقعه ای است که بشر در طول تاریخ در آن حضور پیدا می کند. به نحوی که
همه ادیان و امت ها را به دلیل شکوه عظمت و نمود انسانی پاک و کامل در
میدانی فراخ به بلندای تاریخ تحت تاثیر خود قرار می دهد. یکی از وجوه اینکه
این مراسم تکرار می شود تاکید ویژه ای ست که حضرات معصوم بر احیای هرساله و
بزرگذاشت داشتند. همه ایام ویژه به نحوی ذاکر و متذکر هستند. روزهایی مثل
عاشورا، ایام فاطمیه و نیمه شعبان هر کدام با خود ذکری برای گوش های شنوا
دارد. گویا خداوند در این موقعیت های خاص وقت و فرصتی را برای بشر به وجود
آورده است. ایام اماکن و کتب مقدس زیادند. اما در میان همه اینها اماکن و
ایامی نشان شده از سوی خداوند متعال هستند که خداوند باب رحمت را در این
ایام باز می کند. یک وجه از عزاداری فرصت و رخصتی است که بشر وقتی که از
آسمان فرود می آید در دریای زلال قرار گیرد و به تطهیر جسم و جان خود برسد.
یک نوعی هم افقی بین انسان و شخص عالی مقامی چون حضرت اباعبدالله الحسین
(ع) است. در اثر گذر زمان و با وجود آلودگی ها و شائبه ها، هیچ انسانی از
تیررس شبهه و انحرافاتی که شیطان باعثش است مصونیت ندارند. در این ایام
ویژه انسان مومن از مسیر هم افقی با آزادمردی چون اباعبدالله(ع) به نوعی
پیراستگی دسترسی پیدا می کند.

 در عاشورای 61 اسیر نشویم/ قیام اباعبدالله(ع) با قیام امام زمان(عج) وجوه مشترکی دارد

آیا پاسداری از روز عاشورا باعث نزدیکی به خداوند می شود؟

وجه دیگری از پاسداری روزی مثل عاشورا و
محرم، تقرب است. در ادعیه می خوانیم اتقرب الی الله بحبهم. وقتی مومنی می
خواهد تقرب به خداوند متعال پیدا کند دوست دارد راه سهلی پیدا کند. برای
تقرب راهی سهل تر و ساده تر از عزاداری و بزرگداشت مقام اباعبدالله(ع)
نیست. این حدیث زیبای آسمانی« ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجات» همین
موضوع را نشان می دهد. از امام صادق(ع) سوال می کنند آیا سایر امامان کشتی
نجات نیستند؟ ایشان پاسخ می دهند همه ما چراغ هدایت و سفینه تجاتیم اما
سفینه جدم اباعبدالله(ع) وسیع تر است و می تواند همگان را شامل شود و سریع
ترین است. چنین سفینه نجات سریع و وسیعی را خداوند از مسیر اباعبدالله(ع)
تعیبه کرده که همه خلق عالم حتی غیرمسلمان مجال نجات پیدا کنند. چرا این
سفینه اباعبدالله(ع) سریع تر و وسیع تر است؟ علتش ساده است. چون ایشان هجر و
مظلومیتی در عاشورا پیدا کردند و همه خاندان و بود و نبود خود را در طبق
اخلاص قرار دادند و تقدیم خداوند متعال کردند و بلایی را تجربه کردند که
هیچ یک از انبیا و اوصیا این بلا را تجربه نکردند. عبارت زیبایی است که همه
بلاها برای ولاست و آنکه اهل ولایت باشد باید خود را برای بلا مهیا کند.
خداوند هیچ کسی را از تجربه بلا استثنا نکرده چون بلا به نوعی نردبان
ارتقاست. یعنی بلا و ابتلا سنت خداوند متعال برای ارتقائ مخلوقات خودش است و
هر شخصی که به بلایی مبتلا می شود مجال ارتقا می یابد.

هیچ بلایی با بلای فرود آمده بر اباعبدالله (ع) قابل مقایسه نیست

اگر چه همه انبیا و رسل و حضرت محمد(ص) هم مبتلا به بلایای گوناگونی
بودند اما هیچ بلایی با بلای فرود آمده براباعبدالله(ع) قابل مقایسه نیست.
اگرهمه ابتلائات انبیا را در یک کفه ترازو قرار دهیم، ابتلائ
براباعبدالله(ع) سنگین تراست. به همین دلیل مقام اباعبدالله(ع)از همه انبیا
بلند تر است و در آستانه خداوند در سمت راست خداوند مستقر شده اند. این
بلای بزرگ از سویی موجب کسب عالی ترین مرنبه تقرب به خداوند متعال برای
اباعبدالله الحسین(ع) بود و از طرف دیگر زیباترین و سریع ترین کشتی و
نردبان را فراهم کرد که بقیه مردم که با تاثیر امام حسین(ع) عمل به زندگی
می کنند هم بتوانند تقرب کنند و به همین خاطر در جنبه فردی علاوه بر اینکه
هم افقی و تقرب به وجود می آید، شفاعت اهل بیت در قیامت کبری را نیز خواهند
داشت. در روایت داریم قلب انسان عزادار از میرندگی نجات می یابد و در روز
قیامت حشر او با حشر اهل بیت خواهد بود این فقط چند نکته کوچک درباره وجه
فردی و اثرات فردی عزاداری برای اباعبدالله(ع) است و در وجه اجتماعی مسئله
به مراتب قوی تر و زیباتر از این است.

در عاشورای 61 اسیر نشویم/ قیام اباعبدالله(ع) با قیام امام زمان(عج) وجوه مشترکی دارد

 برگزاری عاشورای هر ساله فسردگی و انجماد را از جامعه مسلمین می گیرد

 پس شما میگویید یکی  از وجوه مهم اجتماعی پاسداری از قیام امام حسین(ع)، احیاگری دین است؟
شفیعی
سروستانی یکی از وجوه مهم اجتماعی پاسداری از قیام امام حسین(ع) را
احیاگری دین دانست و گفت: ایشان به عنوان سنگ محک و معیاری قد کشیدند که هر
کسی در هر شرایط تاریخی می تواند موقعیت و دینداری و میزان تقرب خود را با
توجه به آن بسنجد. بنابراین خط کشی برای احیاگری و پاسداری دین است. بنی
امیه یک استراتژی ویژه داشت و آن این بود که قیام اباعبدالله(ع)در دشت
کربلا و شرایط تاریخی و زمانی و مکانی در سال ۶۱ اسیر شود و به جایی نرسد.
بنابراین همه تلاش خود را داشت که حتی کوچکترین فرزندان خاندان
اباعبدالله(ع) را به شهادت برساند و کسی نماند واین قیام زمینگیز شود و
بیرون نیاید. در حالیکه خداوند چنین مقدر کرده که قیام اباعبدالله(ع) از
ظرف زمانی و مکانی کربلا خارج و در گستره تاریخ جاری شود. جاری شدن قیام
اباعبدالله(ع)در گستره تاریخ احیاگری را هرساله در حوزه فرهنگی ادبی و شرع
مقدس سبب می شود. خونی است که هرساله برمی گردد تا فسردگی و انجماد را از
جامعه مسلمین بگیرد. خداوند قیام اباعبدالله(ع) را با حکم غایت بودن آدمی
در عرصه زمین گره میزند. خداوند اگر آدم و همه هستی را خلق کرد، برای یک
نکته لطیف بود که انی جاعل فی الارض خلیفه. من می خواهم در زمین خلیفه ای
را مستقر کنم و چنانکه فرموده بود «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی
الارض» اراده کرده است که در زمین از میان مستضعفان امام و امامانی مسقرکند
و زمین را به ارث مستضعفان تبدیل کند. غایت خلق هستی به جعل خلیفه و تشکیل
حکومت مستضعفان بر زمین است. چنانکه خلق هستی با این حکم گره خورده که
روزی همه ظلم از صحنه زمین محو شود و به جای آن دولت کریمه تاسیس شود.

در عاشورای 61 اسیر نشویم/ قیام اباعبدالله(ع) با قیام امام زمان(عج) وجوه مشترکی دارد

بین قیام امام حسین(ع) و قیام امام زمان (ع) چه وجه اشتراکاتی وجود دارد؟
قیام
اباعبدالله(ع)هم با حکمت تاریخ و هم با غایتی که خداوند برای خلق هستی
تعریف کرده است، نسبت تنگاتنگ دارد. امام در مسیر زنجیره بزرگ اولیا و
اوصیا و انبیا آمد تا این جاده امکان حرکت داشته باشد و با خروج از همه بن
بست ها لختی به قیام جهانی صاحب الزمان نزدیک تر شود. در ارتباط با دو قیام
سال ۶۱ و قیام امام زمان(عج) گفتگو بسیار زیاد است و پیوندهای عجیبی ما
بین این دوست. در دو قیام نامبرده موضوع احیاگری دین جای ویژه ای دارد.
امام حسین(ع) و امام زمان(عج) به عنوان احیاگران ویژه شناخته می شوند. ضمن
آنکه همه سنن ویژه انبیا و به ویژه سنت رسول ختمی مرتبت در این دو قیام
احیا می شود. یعنی بازگشت سنت ها به مدار اصلی خود دومین وجه اشتراک دو
قیام است. سومین وجه اشتراک و ارتباط این دو قیام اصلاح گری است. چنانکه
امام حسین(ع) فرموند برای اصلاح دین جدم قیام کردم و امام زمان(عج) را به
عنوان مصلح کل می شناسیم. دو مصلح در دو نقطه ویژه در دو نقطه عطف تاریخی
ظهور کردند. اگر به ماجرای ظهور و آنچه از قول ائمه رسیده برگردیم و نگاه
کنیم می بینیم که از سویی امام را به عنوان خونخواه اباعبدالله(ع)معرفی
کرده اند . در دعای ندبه می خوانیم این طالب بدم مقتول الکربلا؟

قیام اباعبدالله (ع) در ظهور امام عصر(عج) به نتیجه غایی خود می رسد

یکی دیگر از وجه ارتباط دو قیام این است که امام عصر(عج) به عنوان
خونخواه قیام می کنند و برمی گردند. در روایات در زمانی که اذن خروج امام
عصر(عج) صادر می شود پرچمی از آسمان به زمین می آید که در آن یالثارات
الحسین نقش بسته است. یعنی خونخواهان حسین. امام عصر(عج) از فرزندان امام
حسین(ع) و خونخواه بحق ایشان و یاری دهندگان امام در زمره کسانی هستند که
خونخواهی را دنبال می کنند. در روایات روز خروج امام عصر(عج) عاشوراست.
یعنی سالی که ظهور اتفاق می افتد، در محرمی و در عاشورایی است و در روز دهم
عاشورا برای برکندن ریشه های همه ظلم و فساد از همه هستی قیام آغاز می
شود. بعبارتی قیام امام عصر(عج) چنان پیوند به قیام اباعبدالله(ع) خورده که
درست در همان روزی که پرچم اباعبدالله(ع) در ظاهر به زمین افتاده، از زمین
بلند می شود. به عبارتی قیام اباعبدالله(ع) در ظهور امام عصر(عج) به نتیجه
غایی خود می رسد. وقتی در بلندای گنبد اباعبدالله الحسین(ع) پرچم سرخی
همواره در اهتزاز است، همه زائران و همه شیعیان خودشان را به عنوان ادامه
دهنده راه اباعبدالله(ع)می شناسند و تداوم قیام امام به نحوی است که با
ظهور قیام امام عصر به نتیجه نهایی خود می رسد. از این رو عزاداری و
پاسداری از روز قیام اباعبدالله(ع)به وسیله ما و فرزندان و نوادگان به این
معنی است که ما همواره در مسیر قیام و در همراهی قیام هستیم و تداوم بخش
این ماجراییم. ماجرایی که ختم نمی شود مگر با ظهور کبری امام عصر(عج).

در عاشورای 61 اسیر نشویم/ قیام اباعبدالله(ع) با قیام امام زمان(عج) وجوه مشترکی دارد

 نکته ظریفی که قابل تامل است، این است که
وقتی ظهور اتفاق می افتد دو جمعیت برمی گردند که در اعتقاد ویژه از آن به
رجعت یاد می کنیم. یک دسته از مومنان محض و یک دسته از کافران محض بر می
گردند. اولین شخص شخیصی که رجعت می کند حضرت اباعبدالله(ع) است. در آن شبی
که امام در خیمه خود همه یاران خود را جمع کردند، با آنها اتمام حجت کردند و
بیعت مجدد بستند و اعلام کردند فردا روزی است که همه ما شهید خواهیم شد
ومژده بازگشت را به همه یاران خود دادند و اعلام کردند ما برمی گردیم و
اولین شخص منم و شما نیزبرمی گردید. پس اباعبدالله(ع) همراه با نواده خود
برای تکمیل آن قیام برمی گردند. بعد از صاحب الزمان مقام خلافت به
اباعبدالله(ع) می رسد. همه قاتلان و یاران برمی گردند تا دیگر بار از
قاتلان انتقام گرفته شود. همه اینها پیوندی را میان دو ماجرا می دهند. ضمن
آنکه همه ما و نوادگان ما قیام اباعبدالله (ع) را از قید مکانی و زمانی
خارج می کنیم، اما یک عبارت و شرط دارد و آن این است که هریک از ما مومنان
در هر شرایط تاریخی زندگی می کنیم، کفر و شرک و نفاق عصر خودمان را هدف
قرار دهیم. در سال ۶۱ قمری بنی امیه، فرزندان ابوسفیان و معاویه و یزید
ملعون به عنوان مزاحم راه خدا هدف بودند. مومن باید مصداق عینی زمان خود را
هدف قرار دهد. نه اینکه در سال ۶۱ قمری اسیر شود.

[ad_1]

اشتراک گذاری
تمامی حقوق مطالب و قالب برای دنیای نویسندگی محفوظ است.